Skip to main content

Posts

Showing posts from December, 2024

دلم میخواد بنویسم اما نمیدونم چی

دلم میخواد بنویسم اما نمیدونم چی چه میگویم ، چه بنویسم *** سخن از روی او گویم ؟ کجا در وادی ایمن *** پی نور و چراغ گردم ز دریا تا سماء گردم *** همه نور تو را جویم تو را بویم ،تو را خوانم *** ترا امروز می خواهم همین الان ، همین اینجا *** اگرخواهی ؛ نمیخواهی همان که تو پسندی آن " الهی چنان کن سرانجام کار که تو راضی باشی" ( کاوه) January 2, 2013

گل من

 گل من ، گل من *** گل خوشگل من ،وقتی یادت میکنم *** جون میگیره تنم،وقتی نیگات میکنم (کاوه) February 5. 2013

قالو بلی

 چون یاد الست بر دل عشاق برفت *** از مستی آن بلی ، بلا بر جان رفت  (کاوه) February 16, 2013

ققنوس

 دانی که که باشد ققنوس زمان من یا تو منی یا من تو هردوآن (سهیل) ققنوس موجودی آرام است و هیچ گاه به قتل و کشتار نپرداخته است. این پرنده از گیاهان تغذیه می‌کند. ققنوس نیز مانند پرپرک می‌تواند به اراده خود ناپدید و پدیدار شود. آواز ققنوس ماهیتی سحرآمیز دارد: به افراد پاکدل، جرات و جسارت می‌بخشد و در دل افراد ناپاک ترس و وحشت ایجاد می‌کند. اشک ققنوس خاصیت درمانی قوی دارد. February 6, 2013

بوسه

 یک زمان , بوسه به گونه در نشست جای خوش کرد و ز لبها بر گذشت نامه عشقش به دست سنگین نمود داغ دل گشت و مرحم زخم ببست سهیل July 2, 2014

بوس فوتی

 بوس فوتی در زمان کودکی , میگفت پدر بر کف دستت نشان بوس ای پسر بعد از آن با فوت به سوی دلبرت می فرستیش به قصد مرحمت گوش نمودم من نصیحت های او زانکه بر بال ملایک دیده‌ام ماوای او سهیل July 5, 2014

پدر

پدر پدر یعنی محبت , عشق , یاور پدر یعنی حمایت , پشت , دلبر تمام کودکی , شاه و امیر اوست به کشتی ناخدای با خدا اوست پس از حمد و ثنای حق دادار دعا گوی پدر هستم ز دلدار سهیل  August 10, 2014 
 چون پس از مشق کلام بهر شما وقت گفتن آمد و وصف شما نی کلام ماند و نه گفتاری ز جان تو ومن برخاست و ماند تنها شما سهیل  August 17, 2014

ظرف شوری

ظرف شوری اول چو بچینم ظرف ها رو دم شیر از ترس بوی سیر بعدش گلی را بر سر اسکاچ بپاشم آماده چو باشم از لیوان و بشقاب و چنگال و دوسینی چربی که تو بینی زیر و زبرش را ز زنگار کثیفی بزدایم گویی که آنزیم شفایم ناگه به دو دست آبکشی را بنمایم بی صوت و صدایم آرام چو ظرفها را بچینم به آب رفت بالای پیت نفت آرام بگیرم ز این کار که دیر وقت خسته بروی تخت چشمها جهت روز دگر سخت بفشارم آرام بخوابم  سهیل September 4, 2014
سلام علیکم  چو خورشید بتازد ز شرق جهان *** بکوبد سر تار شب به گرز گران  سر چشم طفلان دنیا به انوار حق *** کند از سر لطف به نرمی تتق  دعایی برای همه مردم ناز کن ***خدایا به نرمی گره باز کن  سر پیچ کمربند نجاتم تویی ***تویی در همه جا پناهم تویی  سهیل September 5, 2014

شعر

شعر شعر آن باشد که از اعماق قلب ,,, چون بجوشد شع شع نور فلق روشنایی بخش و نافذ عمق دل ,,, نی که باشد سیر آن تا سطح دلق لیک شاهد گشته‌ایم لفظ زیاد ,,, بهر آزمون دهر جاری ز حلق سهیل 2014 November 28, 2014

شکر

شکر  شکر حق زآن گنج روح شد سر بدر **** شکر دنیا , شکر عقبی , شکر شکر  شکر شرع و شکر خاتم , شکر هو **** شکر مولا شکر قرآن , شکر سرّ سهیل  2014

خانه دوست کجاست ؟

 خانه دوست کجاست ؟ در همین نزدیکی نزدیک تر از گردن و رگ این همان خانه دل بود شاید که امانت دادند روز الست  این همان خانه اوست خانه دوست  سهیل 2014