Skip to main content

زندانی

 چون دو زندانی نگه کردند برون از پنجره

آن یکی آبی گردون دید و این یک مزبله

سهیل

July 8, 2014

Comments

Popular posts from this blog

بوسه

 یک زمان , بوسه به گونه در نشست جای خوش کرد و ز لبها بر گذشت نامه عشقش به دست سنگین نمود داغ دل گشت و مرحم زخم ببست سهیل July 2, 2014

پدرم- آن منی

 

خاک تربتت

  حیف باشد باد خاک تربیت  در سرای دیگری مهمان کند sep ,26 ,2020