Skip to main content

دلم میخواد بنویسم اما نمیدونم چی

دلم میخواد بنویسم

اما نمیدونم چی

چه میگویم ، چه بنویسم *** سخن از روی او گویم ؟

کجا در وادی ایمن *** پی نور و چراغ گردم

ز دریا تا سماء گردم *** همه نور تو را جویم

تو را بویم ،تو را خوانم *** ترا امروز می خواهم

همین الان ، همین اینجا *** اگرخواهی ؛ نمیخواهی

همان که تو پسندی آن

" الهی چنان کن سرانجام کار

که تو راضی باشی"

( کاوه)

January 2, 2013



Comments

Popular posts from this blog

ابر آبستن باران

 من آن ابرم که می خواهد ببارد  دل تنگم هوای گریه دارد  دل تنگم غریب این در و دشت  نمی داند کجا سر می گذارد  ابتهاج  به صحرا چون ببارد لاله روید  به کوهستان بنفشه و سنبل برآرد  دل بشکسته را هر جا گذاری  ز جایش عشق ودلتنگی سرآید  (سهیل) feb 2 2013

بوسه

 یک زمان , بوسه به گونه در نشست جای خوش کرد و ز لبها بر گذشت نامه عشقش به دست سنگین نمود داغ دل گشت و مرحم زخم ببست سهیل July 2, 2014

پدرم- آن منی